اين كتاب ارزشمند و پر محتوا و بسيار آموزنده در قالب زندگينامه اي مختصر شامل 69 خاطره درباره شهيد بزرگوار و مفقود الاثر «ابراهيم هادي» است كه حاصل بيش از پنجاه مصاحبه از خانواده، ياران و دوستان آن شهيد است.
شهيد هادي در يكم ارديبهشت ماه سال 36 ديده به جهان گشود و پس از بيست و هفت سال، در عمليات والفجر مقدمّاتي، پيكر پاكش در كربلاي فكه گمنام ماند.
در زير قسمتي از گزيده ي كتاب را كه علت نامگذاري كتاب نيز در آن ذكر شده تقديم مي گردد:
در مسجد امين الدوله نماز مغرب و عشاء را به جماعت خواندم. بعد از نماز ناگهان ديدم اطراف محل نماز جماعت را آب فراگرفته است.
سپس پيرمرد نوراني به نام شيخ حسين زاهد (استاد حاج آقا حق شناس و آيت الله مجتهدي تهراني) بر منبر رفت و درباره عرفان و اخلاق صحبت كرد: "دوستان، رفقا، مردم ما را بزرگان عرفان و اخلاق مي دانند ... اما رفقاي عزيز، بزرگان اخلاق و عرفان عملي اينها هستند". بعد تصوير بزرگي را در دست گرفت. با دقت نگاه كردم، تصوير (شهيد ابراهيم هادي) بود.
سخنانش براي من بسيار عجيب بود. شيخ حسين زاهد استاد عرفان و اخلاق كه علماي بسياري در محضرش شاگردي كرده اند، چنين سخني مي گويد؟! يادم افتاد كه شيخ حسين زاهد سالها قبل از دنيا رفته!!
هيجان زده از خواب پريدم. شب بعثت پيغمبر اكرم (صلوات ... عليه) بود.
تصميم گرفتم كتابي شامل خاطرات اين شهيد بزرگوار تهيه كنم
بعد از جمع آوري خاطرات نمي دانستم اسم كتاب را چه بگذارم. بسم الله گفتم. سوره حمد را خواندم و قرآن را باز كردم. با ديدن آيات بالاي صفحه بي اختيار اشك در چشمانم حلقه زد. در بالاي صفحه آيات 109 به بعد سوره صافات جلوه گري مي كرد كه مي فرمايد:
سلام بر ابراهيم، اينگونه نيكوكاران را جزا مي دهيم، به درستي كه او از بندگان مومن ما بود.